خبر خوش برای اونهایی که می خوان منو عصبانی کنند

یه دفعه یکی از دوستام توی فروم انجمن کامپیوتر یه پست در مورد من نوشت که خداییش کاملا درست بود. منم بدون تغییر اونو می ذارم اینجا تا کسایی که دنبال نقطه ضعفهام می گردن کارشون راحت شه.

مهدی طالبی:
کار هایی که حرس عباس را در میاره بدین شرح اعلا م میگردد :
وقتی به مبایلت زنگ میزنه ریجکتش کنی
با هاش قرار بزاری بعد سر قرار نری
لپ تاپشو به جای هایبرنیت خاموش کنی تا فایلهاش که بازن بپرن
دبیر همایشش کنی
تو نوشابش نمک بریزی
به هش بگی پایگاه داده هیچی بارت نیست
توجیب کتش فیلم هندی بزاری
موقع رد شدن از خیابون هلش بدی بره زیر ماشین بعد شاکی بازی دراری بگی بلد نیستی از خیابون رد شی چرا مارو تو دردسر میندازی
به هر شکل ممکن سر کارش بزاری
بری خونشون یواشکی هاردشو فرمت کنی
با مدیر گروه هماهنگی کنی حالشو بگیری
تازه بعد از تمام این بلا ها وقتی ازت میپرسه چرا اینطوری میکنی بگی : من از این کارام هیچ من زوری ندارم .

قدری صفای دل

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ ست؟
(اخوان)

مرا مرگ بهتر از این زندگی *** که سالار باشم کنم بندگی
(فردوسی)

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم *** فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد *** من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
(حافظ)

بررسی اجمالی وضعیت ارتباط دستگاه های دولتی با عامه مردم و بخش خصوصی

این نوشته به صورت اجمالی به بررسی وضعیت ارتباط دستگاه های دولتی با عامه مردم و بخش خصوصی می پردازد.
با بررسی اجمالی تاریخچه فعالیت داستگاه های دولتی و حتی نشستن پای صحبت مردم عادی به راحتی ی توان به این نتیجه رسید که متاسفانه این تفکر در تمام این دستگاه های دولتی جا افتاده است که عامه مردم به آنها نیازمند هستند و احترام به ارباب رجوع کاملا در سطح شعاری و در بهترین حالت آن در حالت نمایشی جریان دارد و سازمان ها و شرکت های دولتی با استفاده از تعدادی فعالیت های نمایشی و آماری تنها از وجهه ظاهری خود دفاع می کنند.
مهمترین دلیل این عدم تمایل دولتی ها حاشیه امنی است که در آن قرار دارند، این حاشیه امن شامل دو بخش حقیقی و حقوقی می باشد. حاشیه امن حقوقی از این موضوع ناشی می شود که سازمان مربوطه مطمئن است که هیچ فردی توانایی مقابله با آن سازمان را ندارد و حتی از طریق دستگاه های ذیربط نیز مورد تهدید نیست چون کمتر کسی حاظر می شود که هزینه زمانی و مالی شکایت ازا سازمان دولتی را تقبل کند آن هم با ریسک بسیار بالا چون با توجه به بخش حقوقی سازمانها که از قویترین بخش های آنهاست امکان موفقیت در شکایت هم بسیار پایین است. نکته مهم بعدی در بخش حاشیه امن شخصیت حقوقی سازمان ها و شرکت های دولتی قرارداد یا تعهدنامه و یا امثال اینها می باشد که کاربر و یا طرف حساب آن سازمان مکلف به پذیرش آن می باشد زیرا دستگاه های دولتی در اکثر موارد قرارد داد یا تعهدنامه و یا هر گونه تعهدی را که از کاربر و یا طرف حساب خود تقاضا می کند کاملا یکجانبه طراحی می کند و آن کاربر که میتواند شخص حقیق و یا حقوقی باشد مجبور است که به آن قرارداد و یا تهعدنامه یکجانبه تن در دهد چون در اکثر مواقع راه دیگری برای او وجود ندارد.(مثال این مورد آنقدر زیاد است که لازم به ذکر نیست)
مهمترین عامل این اتفاق در دستگاه های دولتی دو مورد می باشد، اولین عامل آن عدم وجود هیچ گونه سیستم نظارتی بر این قراردادها و تعهدنامه ها می باشد و در مواردی هم که نظارتی وجود دارد به دلیل اینکه دستگاه های مختلف از تقابل با یکدیگر خودداری می کنند در نتیجه به این موارد نظارتی با تصامح نگاه می کند و تا حد ممکن از آن چشم پوشی می نمایند. دلیل دوم این اتفاق قدرت موجود در دستگاه های دولتی و عدم وجود رقیب می باشد. بدلیل سیستم کاملا وابسته به دولت ایران تقریبا تمامی امکانات شامل مسائل مالی و پولی و مسائل خدماتی در دست دستگاه های دولتی می باشد و در نتیجه این دستگاه ها هیچ الزامی برای ارائه بهترین خدمات در خود نمی بینند و عدم وجود هیچگونه رقیبی این موضوع را تشدید می نماید. در مواردی هم که بخش خصوصی با دستگاه دولتی در حال رقابت می باشد به سه دلیل دستگاه دولتی پیروز مطلق آن رقابت می باشد. اول اینکه مردم همیشه به دستگاه دولتی بیشتر اعتماد می کنند چون همیشه توسط دولت تضمین می شود و هیچ فرد یا گروهی ذینفع مستفیم آن دستگاه نیست اما این دو مورد در بخش خصوصی وجود ندارد و هیچ دستگاهی و یا سازمانی بخش خصوصی را تضمین نمی کند و همچنین وجود فرد یا افراد و گروه های ذینفع در بخش خصوصی این بی اعتمادی را دو چندان می کند و همیشه این ذهنیت را در مردم ایجاد می کند که ممکن است که حق آنها توسط افرادی ضایع شود که این افراد به خارج از کشور فرار می کند.(برای مثال بسیاری از مردم از ایجاد حساب در بانک های خصوصی حتی بانک های خصوصی بزرگ و پر سابقه اجتناب می کنند به دلیل اینکه فکر می کنند ممکن است صاحبان این بانک ها پول آنها را بخورند و از کشور فرار کنند که این دیدگاه با توجه به تجربیاتی که در گذشته وجود داشته است کاملا قابل توجیه است).
دلیل دوم پیروزی دستگاه های دولتی قدر مالی و غیر مالی آنهاست که به هیچ وجه با بخش خصوصی قابل مقایسه نیست. دلیل سوم روح قوانین جاری کشور می باشد که کاملا بر اساس سیستم دولتی تدوین شده اند. دلیل چهارم وجود رانت ها و موارد مفاسد موجود در بعضی دستگاه های دولتی و دلیل پنجم ریسک بسیار بالای بخش خصوصی می باشد که از قدرت گرفتن آن جلوگیری می کند ولی دستگاه های دولتی از این ریسک کاملا در امان هستند.
حاشیه امن دستگاه های دولتی در بخش افراد حقیقی آن سازمان شامل دو بخش می باشد. بخش مدیران سازمان حتی با بدترین عملکرد خود نیز دچار نگرانی نمی شوند چون که در بدترین حالت ممکن است مورد تذکر، توبیخ و یا در بدترین حالت ممکن پست سازمانی آنها عوض شود .نکته مهم اینجاست که حتی بدترین حالت که همان تغییر پست باشد نیز برای مدیران سازمان ها چندان اهمیتی ندارد چون تاریخچه فعالیت های دولتی نشان می دهد این تغییر پست چندان برای مدیران بد نبوده و آنها را دچار مشکل نمی نماید. کمی تحقیق درتاریخچه فعالیت های دولتی نشان می هد که عملکرد بد یا حتی بسار بد مدیران تقریبا هیچ گاه عامل انفصال از خدمت مدیران ناتوان و ضعیف نبوده است زیرا که برای عدم توانایی مدیران قانون قدرتمندی وجود ندارد و از همه موارد مهمتر وجود محافظه کاری بسیار زیاد در دستگاه های دولتی می باشد که در اکثر موارد از به چالش کشیده شدن مدیران ناتوان جلوگیری می کند زیرا که تفکر رایج در تمامی دستگها های دولتی ایجاد روابط می باشدو جنبه ضوابط در بسیاری از موارد نادیده گرفته می شود که این امر نیز با توجه به وضع فعلی چندان غیر معقول به نظر نمی سد چون افراد شاغل در دستگاه های دولتی همیشه بیم آن را دارند که با به چالش کشیدن دیگران خودشان نیز به چالش کشیده شوند و اعتبار ، پست سازمانی و یا حتی ارتباطات آنها مورد تهدید قرار گیرد. مهمترین دلیل برتری روابط بر ضوابط جدا از بحث اجتماعی بحث فرهنگی آن می باشد که در این مجال نمی گنجد.
در سطوح پایین تر دستگاه های دولتی هم تقریبا وضع به همان منوال سطوح مدیریتی دستگاه های دولتی می باشد. زیرا بررسی اجمالی دستگاه های دولتی نشان می دهد که در اکثریت مطلق موارد هنگامی که فرد به عنوان کارمند رسمی و یا حتی پیمانی وارد دستگاه های دولتی شد تا زمان بازنشستگی در آن دستگاه باقی می ماند مگر اینکه به تمایل خود از آن خارج شود مگر نه احتمال اخراج او بسیار ضعیف است. سه دلیل برای این حاشیه امن بسیار زیاد در سطوح پایین سازمان ها وجود دارد. اول اینکه مهمترین دلیل اخراج افراد از سازمان های دولتی فساد و یا اعمال خلاف قانون آن افراد می باشد و چون ضعف و یا ناتوانی عملکرد در قانون به عنوان جرم ویا عمل خلاف نمی باشد در نتیجه ضعف و ناتوانی عملکرد فرد دلیل بر اخراج او نمی باشد. مورد دوم قوانین کار موجود می باشد، بدلیل وجود این قوانین سازمان ها به هیچ وجه حاضر به اخراج کارمندان ضعیف و نا کارامد خود نمی شوند زیرا با اخراج این کارمندان عملا خود را در مقابل قانون قرار می دهند و باعث می شوند که فرد اخراج شده امتیازاتی بدست آمورد و به دلیل اهمیت بسیار بالای کار دولتی برای کارمندان که با توجه به وضعیت کنونی جامعه کاملا معقول به نظر می رسد، احتمال شکایت و پیگیری آن توسط کارمند اخراج شده بسیار زیاد است در نتیجه برای سازمان کاهش بازده و وجود ضعف و ناتوانی بسیار آسان تر و به صرفه تر از اخراج کارمندان ضعیف و نا کارامد می باشد و دلیل سوم وجود این تفکر سنتی می باشد که نباید نون کسی را برید و این تفکر باعث می شود دستگاه های دولتی به مقدار زیادی از ضعف و ناتوانی و یا حتی نا کارامدی کارمندان خود چشم پوشی کنند.
در پایان تنها راه حل خروج از این وضعیت نامناسب دستگاه های دولتی خصوصی سازی می باشد اما نه به شکل کنونی بلکه باشد این خصوصی سازی همراه با ایجاد بسترهای آن انجام شود و به طریقی اعتماد مردم به بخش خصوصی را جلب کرد.
عباس برتینا

ارباب رجوع

سلام
اگه شما کارت ملی داشته باشد حتما این خبر رو شنیدید که بانک ملی همه کاربراشو موظف کرده تا 15 فروردین رمزشون رو عوض کنندمگر نه کارتشون غیر فعال میشه. ملت چون توی عید بوده نتونسته بودن رمز کارتشونو عوض کنن بجاش دو روز آخر صف های طولانی دم خودپرداز های بانک ملی ایجاد شد. من خودم روز چهارشنبه 15 فروردین 85 ساعت 10 شب یعنی دو ساعت مونده به پایان از خونه زدم بیرون رفتم رمزمو عوض کنم اخه اون روز تا دیر وقت کار داشتم ، رفتم دمه یکی از خودپردازهای بانک ملی توی خیابون ستارخان دیدم دیدم یه صف 10 الی 20 نفره دمه خودپرداز بود حسابی جا خوردم جالب اینکه اونشب حسابی بارون میومد و مردم زیر بارون اومده بودن تو صف. همون موقع بدون توقف راهمو کج کردم برگشتم خونه گفتم مهم نیست بزار کارتمو از کار بندازن می رم شعبه حسابی سروصدا راه می اندازم بعد میدم کارتو فعال کنن. جالب اینکه فرداش دوباره مهلت رو تا آخر فروردین تمدید کردن. این یعنی یه توهین واقعی به اون آدم هایی که زیر بارون توی صف بودن.
یه سوال؟؟؟
بانک ملی با چه حقی به خودش اجازه می دهد تا مردم را در صف های طویل قرار دهد. آیا صرف دولتی بودن این بانک این حق را برای آن ایجاد می کند. اصلا آیا این منطقی تر نیست که به جای اینکه خدمات گیرنده به دنبال خدمات دهنده باشد، خدمات دهنده به دنبال خدمات گیرنده باشد.پس حقوق و احترام مصرف کننده کجاس! اصلا ایا صرف اینکه بانک ملی در رسانه ها اعلام می کند که خدمات گیرنده هایش باید کار خاصی انجام دهند آیا این حق را برای بانک ایجاد میکند تا خدمات خود را قطع کند(مثلا کارت ها را از کار بیاندازد). سوال دیگر این است که ایا وقت دارندگان این کارت های بسیار ارزش مند تر از این نیست که بخواهند در صف های طویل آن را تلف بکنند. آیا بانک ملی به جای لحن دستوری نباید از لحن درخواستی استفاده کند و حتی در صورتی که کاربری به درخواست توجی نکرد بانک موظف باشد قبل از هر گونه اقدامی با آن کاربر تماس بگیرد و مجددا از او درخواست نماید. متاسفانه این رفتار آمرانه تقریبا در تمامی دستگاه های دولتی کاملا جا افتاده و به وضوح دیده می شود. این مسائل در دستگاه هایی که با عامه مردم در ارتباط هستند بسیار رایج شده است (مثلا بانک ها ، وزارت ارتباطات و حتی سازمان هایی مانند ثبت و بسیاری سرکت و سازمان دولتی دیگر ).
این موضوع منو به فکر انداخت تا یه چیزایی بنویسم که توی پست بعدی میزارم.

ای نام تو بهترین سر آغاز      بی نام تو نامه کی کنم باز

به نام خدا

سلام
بلاخره منم وبلاگ زدم (نمردم و زنده موندم). دلیل وب لاگ زدنم این بود که فکر می کردم باید یه چیزایی رو که همیشه توی دلم بوده بگم. بعضی هاشو به بعضی ها گفتم بعضی هاش هم دسته اوله.اینجوری اونایی که نگفتمو میگم و اونهایی هم گه گفتمو حفظ می کنم که یادم نره قبلا چی گفتم. این وبلاگ کاملا بر اساس آزادی بیان بنا شده و هرکس هر نظری داشته باشه پذیرفته است. فقط دو تا خط قرمز داره:1. توهین 2. شعار
این وبلاگ موضوع خاصی نداره.بعضی از حرفام برام مهمه که شنیده بشن بعضی هاش نه، یعنی اینکه همین که بگمشون برام کافیه و به عبارتی تخلیه می شم.


خدایا چنان کن که پایان کار تو خشنود باشی و ما رستگار